جستجو:
نسخه قابل چاپ ارسال به دوستان ذخیره
کد خبر : 115116 زمان انتشار : 25 خرداد 1396 18:50:00

فقط به هنر بیندیشید

موسیقی و گروههای موسیقی و یا چهره های مشهور آن بارها در فیلم های سینمایی ساخته غرب و به ویژه هالیوود نمود داشته اند و به دفعات پیرامون نامداران این حرفه فیلم هایی ساخته شده که حتی اگر ایده آل و فاقد نقص نبوده باشند...
فقط به هنر بیندیشید

به گزارش سینماخبر، به لحاظ اصول سینمایی و هیجان سازی و ایجاد جذابیت موفق بوده اند و طیف بیشتری از مردم را با این دسته از هنرمندان در سطح جهان آشنا و همراه ساخته اند و «تقریباً مشهور» کار بسیار ابتکاری سال ۱۹۹۹ کامرون کرو از موفق ترین نمونه های اخیر در این ارتباط است.

«دوباره فکر نکن» (یا «تردید به خودت راه نده») عنوان فیلم جدید مایک بیربیگلیا سناریست، کارگردان و بازیگر ۳۹ ساله و متولد شهر شروزبری در ایالت ماساچوست آمریکا است که همچون فیلم های مورد اشاره بر دنیای هنر به طور اهم و به جهان موزیسین ها به طور اخص تمرکز دارد و از هنرمندانی می گوید که وقتی فقط یک تن از جمع شان امکان و اجازه خودنمایی در محافل بزرگ و شبکه های تلویزیونی را می یابد، نمی دانند باید به وی حسادت و او را بایکوت کنند و یا به نفع شان است که با تقویت شرایط خود به انتخاب کنندگان همکار خود گوشزد کنند که آنها هم سزاوار گزینش و حضور در بالاترین درجات هنری هستند و چیزی از فرد منتخب کمتر ندارند.

گروه هنری مورد بحث علاوه بر اجرای موسیقی به کارهای نمایشی و فی البداهه گویی هم می پردازند و وقتی روی «استیج» قرار دارند، هیچ یک به طور خاصی بر دیگری سنگینی نمی کند. با این حال سلسله اتفاقاتی روزهای خوش اقتصادی آنها را محدود می سازد و سبب می شود تشکل و وحدت آنها نیز نقض گردد.

 

یک شغل ثانوی

مایک بیربیگلیا که اصل و تباری ایتالیایی دارد و اضافه بر فیلمسازی سه آلبوم موسیقی را هم از ۲۰۰۶ به بعد انتشار داده و در فیلم تازه اش به واقع از دلمشغولی هنرمندانی چون خودش سخن گفته، در «دوباره فکر نکن» ایفاگر رل مایلز است که هدایت یک گروه موسیقی شش نفره را برعهده دارد. مشکل عمومی آنها این است که بجز یک نفرشان سایر اعضای گروه به سبب دشواری های اقتصادی زندگی یک شغل دیگر هم دارند که ساعات صبح تا بعدازظهر آنها را پر می کند و تمرین و اجرای موسیقی را فقط در عصر و شب برای آنها میسر می سازد. تنها عضو فاقد نیازهای اقتصادی این گروه که نام هنری کامیونه («Commune») را روی آن گذاشته اند، زنی به نام لیندسی (با بازی تامی ساگر) است که پدر و مادر پولدارش همواره تکیه گاهی بزرگ برای او و حلال مشکلاتش بوده اند.

 

فقط یک نفر

با این وجود روزی لیندسی، مایلز و سایر اعضای کامیونه مطلع می شوند که تماشاخانه محل اجرای نمایش هایشان به یک خریدار و فروشنده املاک و مستغلات واگذار شده است و دو- سه روز بعد مسوولان یک نمایش تلویزیونی پرطرفدار در آمریکا که بی شباهت به مدیران برنامه دیرپای «SNL» (نمایش زنده شنبه شب) نیستند پس از دیدن نمایش تازه کامیونه به اطلاع اعضای گروه می رسانند که حاصل کارشان را پسندیده اند ولی فقط یکی از آنها را برای اجرای نمایش در برنامه تلویزیونی خود گزینش کرده اند. واکنش طبیعی اعضای بیرون مانده گروه از این توفیق فردی طبعاً باید حسادت و تنها گذاشتن فرد منتخب باشد، بخصوص که هنرمند انتخاب شده دیرتر از سایرین و به تازگی به کامیونه پیوسته و به نظر نمی رسد که هیچ استعداد اضافه ای را نسبت به سایرین داشته باشد.

 

حسادت ها و پشت کردن ها

در داستان هوشمندانه بیربیگلیا که نشان می دهد او بسیار خوب به ارتباطات سست و حسادت ها و پشت کردن های رایج در جامعه هنری غرب آشنا است، سایر اعضای این گروه هنری بعد از بالا و پایین کردن تمامی موارد مثبت و منفی ماجرا به این نتیجه می رسند که از تک فرد منتخبشان حمایت و کاری کنند تا طبق شعار و اصل دردآور «یکی برای همه و همه برای یکی» او روی «سن» در برنامه تلویزیونی مورد بحث موفق تر جلوه کند زیرا این کار سبب می شود اربابان هنر و مردم متوجه آنها نیز بشوند و دریابند که «Commune» برخلاف انتخاب صورت گرفته مختص و منحصر بر یک فرد نیست و اگر توفیقی هم بدست آمده، محصول تلاش گروهی و استعدادهای تمامی اعضای این دسته هنری بوده و نه تکنوازی ها و تک گویی های یک فرد.

 

پیچ خوردن های زندگی

این قسمت از فیلم و مشارکت صادقانه سایر اعضای گروه کامیونه برای جلوه گری هر چه بیشتر تک فرد منتخب شان از جالب ترین صحنه های فیلم جدید مایک بیربیگلیا است و هنرمندانی را به نمایش می گذارد که گذران سخت ایام و پیچ خوردن های مکرر روند زندگی شان باعث زیر پا گذاشتن اصول همکاری و فراموشی اهمیت تلاش گروهی توسط آنها نمی شود. بیربیگلیا با تمرکز بر ترس های درونی و استرس های تک هنرمند انتخاب شده برای اجرای نمایش این نکته مهم را نیز مطرح می کند که اگر چه همای خوشبختی به وضوح روی سر یکی از آنها نشسته است. وی در زمینه نوع استفاده از آن دچار تردید شده و می ترسد ناکامی اش روی صحنه نشان بدهد که او یک آدم متظاهر و دغل باز بیش نیست که حق همکارانش را ضایع کرده که به واقع نیز چنین نکرده است.

 

فیلم در فیلم

در نهایت «تردید به خود راه نده» به مثابه ستایش هنر روی صحنه و قدرت ارتقا بخشیدن به سطح اجرای گروههای هنری بر اثر شرایط روز و نیازهای لحظه و به فرمان غرایز شخصی است و در این روند، بازی سایر اعضای این گروه شامل جیلیان جاکوبز و کریس گتارد در قطعات کمیک و کیگان مایکل کی در تکه های جدی و دراماتیک نیز جلوه آشکاری دارد. این یک فیلم مفرح اجتماعی و در عین حال دارای آموزه ها و نشانه های دراماتیک و یک «فیلم در فیلم» و «هنر در هنر» است و این پیام را در بردارد که فقط به هنر بیندیشید و در این راه سنگ تمام بگذارید، حتی اگر حق تان توسط همکاران نه چندان مستعدترتان زیر پا گذاشته شود و آنها به امتیازی برسند که سهم مسلم شما بوده است.

بانی فیلم

OK
نام :
ایمیل :
دیدگاه :
آدرس ايميل شما:
آدرس ايميل گيرندگان:
هر یک از ایمیل ها را در یک سطر وارد نمایید، حداکثر ۲۰ آدرس
آخرین اخبار

Valid XHTML 1.0 Transitional

كليه حقوق برای سینما خبر محفوظ است، استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است.

طراحی و تولید: گروه مهندسی انگاره نت. Copyright © 2011